سوره کهف آیات 71 تا 78 - اتفاقاتی که حضرت موسی انتظارش را نداشت!

این مقاله شامل سوره کهف آیات 71 تا 78 از قرآن کریم است که به برخی از اتفاقات عجیب در سفر حضرت موسی و استادش میپردازد. حضرت موسی با این اتفاقات غیرمنتظره روبرو میشود و استادش در پایان این سفر قصد دارد تا به او توضیح دهد که این اتفاقات برای چه بوده است. این آیات درسهای عمیق اخلاقی و عرفانی برای ما دارند که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
| فَانْطَلَقا حَتّیٰ اِذا رَكِبا فِى السَّفينَةِ خَرَقَها | آنگاه رفتند تا سوار کشتی شدند، استادش کشتی را سوراخ کرد. |
| قالَ اَخَرَقْتَها لِتُغْرِقَ اَهْلَها | موسیٰ گفت: «سوراخش کردی تا سرنشینان آن را غرق کنی؟! |
| لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا اِمْرًا (71) | واقعاً مرتکب کاری، ناروا شدی» |
| قالَ اَلَمْ اَقُلْ اِنَّكَ لَنْ تَسْتَطيعَ مَعِیَ صَبْرًا (72) | استاد گفت: «نگفتم تو نمیتوانی با من صبر کنی؟» |
| قالَ لاتُؤاخِذْنى بِما نَسيتُ | موسیٰ گفت: «مرا به خاطر فراموشی، بازخواست نکن |
| وَ لاتُرْهِقْنى مِنْ اَمْرى عُسْرًا (73) | و در کارم به من سخت نگیر» |
| فَانْطَلَقا حَتّیٰ اِذا لَقِيا غُلامًا فَقَتَلَهو | باز رفتند تا وقتی که به نوجوانی رسیدند، ولی مرد، او را کشت! |
| قالَ اَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ | موسیٰ گفت: «آیا بیگناهی را کُشتی؟ بی آنکه کسی را کُشته باشد! |
| لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُكْرًا (74) | واقعاً مرتکب کار ناپسندی شدی » |
| قالَ اَلَمْ اَقُلْ لَكَ | استاد گفت: «آیا به تو نگفتم، |
| اِنَّكَ لَنْ تَسْتَطيعَ مَعِیَ صَبْرًا (75) | که تو هرگز نمیتوانی با من صبر کنی؟» |
| قالَ اِنْ سَاَلْتُكَ عَنْ شَىْءٍ بَعْدَها | موسیٰ گفت: «اگر بعد از این، از تو چیزی پرسیدم، |
| فَلا تُصاحِبْنى قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنّى عُذْرًا (76) | با من رفاقت نکن؛ زیرا عذر موجّهی از من بدست آورده ای» |
| فَانْطَلَقاحَتّیٰ اِذا اَتَيا اَهْلَ قَرْيَةٍ | به راه خود ادامه دادند، تا گرسنه به شهری رسیدند، |
| اسْتَطْعَما اَهْلَها | از آنها خوراکی خواستند، |
| فَاَبَوْا اَنْ يُضَيِّفوهُما | امّا آنان خودداری کردند که از این دو نفر پذیرایی کنند؛ |
| فَوَجَدا فيها جِدارًا يُريدُ اَنْ يَنْقَضَّ | پس در آنجا دیواری یافتند که درحال فرو ریختن بود؛ |
| فَاَقامَهو قالَ | ولی استاد، دیوار را برپا کرد، موسیٰ گفت: |
| لَوْ شِئْتَ لَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ اَجْرًا (77) | «اگر کار میخواستی، کاری میکردی که مزدی بگیری» |
| قالَ هٰذا فِراقُ بَيْنى وَ بَيْنِكَ | استاد گفت: «این زمان جدایی میان من وتوست، |
| سَاُنَبِّئُكَ بِتَأْويلِ ما لَمْتَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا (78) | حال تو را خبر دهم، از حقایقی که نتوانستی بر آن صبرکنی. |
تعبیر این آیات در استخاره با قرآن
خوب است به شرطی که:
- وقتی رفتار کسی مطابق معرفت تو نیست، قبل از قضاوت در مورد وی، با او گفتگو کن و از او توضیح بخواه
