سوره قصص آیات 14 تا 22 - سرگذشت حضرت موسی - جوانی تا فرار از مصر

سوره قصص یکی از زیباترین و جامعترین سورههای قرآن کریم است که داستان زندگی پیامبران بزرگ الهی از جمله حضرت موسی (ع) را بازگو میکند. نوشتار پیش رو حاوی سوره قصص آیات 14 تا 22 از کلام الله مجید درباره داستان جوانی حضرت موسی (ع) و فرار ایشان از مصر است. این آیات بیانگر حکمت و دانش الهی حضرت موسی (ع)، اشتباه ایشان در کشتن یک فرد و طلب مغفرت، همچنین ترس و فرار ایشان از شرارت مردم مصر به سوی شهر مدین میباشد.
| وَ لَمّا بَلَغَ اَشُدَّهو وَ اسْتَویٰ | وقتی موسیٰ به حدّ رشد رسید و کمال یافت، |
| آتَيْناهُ حُكْمًا وَ عِلْمًا | به او حکمت و دانش دادیم[i] |
| وَ كَذٰلِكَ نَجْزِى الْمُحْسِنينَ (14) | و این گونه نیکوکاران را پاداش میدهیم |
| وَ دَخَلَ الْمَدينَةَ عَلیٰ حينِ غَفْلَةٍ مِنْ اَهْلِها | او در وقت غفلت درباریان، از کاخ خارج و داخل شهر شد |
| فَوَجَدَ فيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ | آنگاه آنجا، دو مرد را در حال زد و خورد، مشاهده کرد، |
| هٰذا مِنْ شيعَتِهى وَ هٰذا مِنْ عَدُوِّهى | یکی از آنها از پیروانش بود و دیگری از دشمنانش، |
| فَاسْتَغاثَهُ الَّذى مِنْشيعَتِهى عَلَىالَّذى مِنْ عَدُوِّهى | آنکه از پیروانش بود، در برابر آنکه دشمنِ او بود، از موسیٰ یاری خواست؛ |
| فَوَكَزَهو موسیٰ فَقَضیٰ عَلَيْهِ | پس موسیٰ مُشتی به او زد و ناخواسته او را کشت |
| قالَ هٰذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ | موسیٰ گفت: «این از کارهای شیطانی بود،[ii] |
| اِنَّهو عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبينٌ (15) | که او دشمن و گمراهکنندهای آشکار است» |
| قالَ رَبِّ اِنّى ظَلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِرْ لى | و باز موسیٰ گفت:«خدایا من واقعاً بر خویش ستم کردم، مرا ببخش» |
| فَغَفَرَ لَهو اِنَّهو هُوَ الْغَفورُ الرَّحيمُ (16) | پس، خدا هم او را بخشید، که او آمرزنده و مهربان است |
| قالَ رَبِّ بِما اَنْعَمْتَ عَلَیَّ | و گفت: «خداوندا ، به خاطر نعمت قدرت که به من دادی، |
| فَلَنْ اَكونَ ظَهيرًا لِلْمُجْرِمينَ (17) | هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد» |
| فَاَصْبَحَ فِى الْمَدينَةَ خائِفًا يَتَرَقَّبُ | سپس در حال ترس و مراقبت در شهر، شب را به صبح رساند، |
| فَاِذَا الَّذِى اسْتَنْصَرَهو بِالْاَمْسِ | امّا ناگهان دید همان مردی که دیروز از او یاری میخواست، |
| يَسْتَصْرِخُهو قالَ لَهو موسیٰ | دوباره از او کمک میخواهد، موسیٰ گفت: |
| اِنَّكَ لَغَوِیٌّ مُبينٌ (18) | «تو آشکارا در گمراهی هستی، زیرا دائم نزاع میکنی» |
| فَلَمّا اَنْ اَرادَ اَنْ يَبْطِشَ بِالَّذى هُوَ عَدُوٌّ لَهُما | اما وقتی خواست با کسی که دشمن مشترکشان بود درگیر شود، |
| قالَ يا موسیٰ اَتُريدُ اَنْ تَقْتُلَنى | آن مرد گفت: «ای موسیٰ آیا میخواهی مرا بکشی! |
| كَما قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْاَمْسِ | همچنانکه دیروز شخصی را کشتی؟ |
| اِنْ تُريدُ اِلّا اَنْ تَكونَ جَبّارًا فِى الْاَرْضِ | تو فقط میخواهی در این سرزمین زورگو باشی |
| وَ ما تُريدُ اَنْ تَكونَ مِنَ الْمُصْلِحينَ (19) | و نمیخواهی که از اصلاح کنندگان باشی» |
| وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ اَقْصَا الْمَدينَةِ يَسْعیٰ قالَ | در این حال، مردی از دورترین جای شهر، شتابان آمد و گفت: |
| يا موسیٰ اِنَّ الْمَلَاَ يَأْتَمِرونَ بِكَ لِيَقْتُلوكَ | «ای موسیٰ، حقیقتاً سران قوم، نقشهی قتل تو را دارند؛ |
| فَاخْرُجْ اِنّى لَكَ مِنَ النّاصِحينَ (20) | پس از اینجا خارج شو که من خیرخواه تو هستم» |
| فَخَرَجَ مِنْها خائِفًا يَتَرَقَّبُ | موسیٰ در حالی که مراقب بود، ترسان و نگران، از شهر خارج شد؛ |
| قالَ رَبِّ نَجِّنى مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمينَ (21) | گفت: «خدایا، مرا از شرّ این مردم ستمکار نجات ده» |
| وَ لَمّا توجّه تِلْقاءَ مَدْيَنَ | و زمانی که به سوی «مَدیَن» حرکت کرد، |
| قالَ عَسیٰ رَبّى اَنْ يَهْدِيَنى سَواءَ السَّبيلِ (22) | گفت: «امیدوارم خداوند مرا به راه درست هدایت کند». |
[i] در قرآن کريم دو کلمه «علم» و «حكمت» بارها در کنار يکديگر آمده است. به ويژه وقتی صحبت از پيامبران بزرگوار است، اين دو کلمه را با هم میبينيم.گويا اين دو كلمه (علم و حكمت) چون بالهايی هستند که با هم، پرواز معنوی را برای انسان ممکن میكنند. امّا علم و حكمت چيست؟ علم حقايقی را بيان میكند كه به شكل قانون است، امّا حكمت متصل كردن اين حقايق به واقعيتهای زندگی است. در حكمت شما با مصاديق و نمونهها كار داريد، به همین جهت به قاضی، «حاكم» میگويند. قاضی بايد در مورد واقعيت خارجی حكم كند نه اينكه صرفاً يك حقيقت علمی را بيان نمايد.
[ii] از این آیه چنین برداشت میشود که ایجاد درگیری و نزاع از روشهای شیطان است و اگر کسی فرد خطاکار را ببخشد و از خطای او بگذرد، بر اساس آیه 22 سورهی نور، خدا هم او را میبخشد.
تعبیر این آیات در استخاره با قرآن
خوب است :
- حکمت و دانش، دو هدیه الهی است برای نیکوکاران؛ بگو: «خدایا، به خاطر قدرتی که به من دادی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد» و باز بگو: «امیدوارم خداوند مرا به راه درست هدایت کند».
