سوره أحزاب آیات 9 تا 20 - نظر مؤمنین و منافقین در مورد جنگ احزاب

این صفحه شامل سوره أحزاب آیات 9 تا 20 از کلام الله مجید است که به بیان نظر مؤمنین و منافقین در مورد جنگ احزاب میپردازد. این آیات به تشریح وقایع تاریخی مربوط به جنگ احزاب و آزمایش سختی که مؤمنان در آن مواجه شدند، میپردازد. همچنین واکنش متفاوت مؤمنین و منافقین در برابر این واقعه مهم تاریخ اسلام بیان شده است. خواندن این آیات برای درک بهتر روحیات و افکار مختلف در برابر جنگ بسیار آموزنده است.
| يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا اذْكُروا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ | ای کسانی که ایمان آوردهاید، نعمت خدا بر خودتان را یاد کنید؛ |
| اِذْ جاءَتْكُمْ جُنودٌ | هنگامی که سپاهیانی به سوی شما آمدند، |
| فَاَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحًا وَ جُنودًا لَمْ تَرَوْها | آنگاه بر ضدّ آنان، بادی فرستادیم و لشکریانی که نمیدیدند، |
| وَ كانَ اللّهُ بِما تَعْمَلونَ بَصيرًا (9) | و همواره خدا به آنچه انجام میدهید بیناست |
| اِذْ جائوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ اَسْفَلَ مِنْكُمْ | هنگامیکه از بالادست و از پاییندست شما آمدند |
| وَ اِذْ زاغَتِ الْاَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلوبُ الْحَناجِرَ | و هنگامیکه چشمها از ترس خیره شد و جانها به گلوگاهها رسید |
| وَ تَظُنّونَ بِاللّهِ الظُّنونَا (10) | و به خدا گمانهای ناروا میبردید |
| هُنالِكَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنونَ | آنجا بود که مؤمنان، امتحان شدند |
| وَ زُلْزِلوا زِلْزالًا شَديدًا (11) | و سخت تکان خوردند و به خود آمدند |
| وَ اِذْ يَقولُ الْمُنافِقونَ وَ الَّذينَ فى قُلوبِهِمْ مَرَضٌ | و هنگامیکه منافقان و بیماردلان میگفتند: |
| ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسولُهو اِلّا غُرورًا (12) | «خدا و فرستادهاش جز دروغ و فریب به ما وعده ندادند» |
| وَ اِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا اَهْلَ يَثْرِبَ | و هنگامیکه گروهی از آنان گفتند: «ای مردم مدینه! |
| لامُقامَ لَكُمْ فَارْجِعوا | جای ماندن شما نیست، جنگ خطرناکی است، باز گردید.» |
| وَ يَسْتَأْذِنُ فَريقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ | و گروهی دیگر از آنان از پیامبر اجازه مرخّصی میخواستند |
| يَقولونَ اِنَّ بُيوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِیَ بِعَوْرَةٍ | با این بهانه که:«خانههای ما بیحفاظ است»، ولی بیحفاظ نبود! |
| اِنْ يُريدونَ اِلّا فِرارًا (13) | آنها فقط میخواستند از جنگ فرار کنند |
| وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ اَقْطارِها | و اگر سپاه کفّار از اطراف آن شهر، بر آنها وارد میشدند |
| ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْها | و از آنان درخواست خیانت میشد، به سوی آنها میرفتند |
| وَ ما تَلَبَّثوا بِها اِلّا يَسيرًا (14) | و در پیوستن به دشمن، جز کمی، درنگ نمیکردند |
| وَ لَقَدْ كانوا عاهَدوا اللّهَ مِنْ قَبْلُ | در حالی که قبلاً با خدا پیمان بسته بودند که در جنگ |
| لايُوَلّونَ الْاَدْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللّهِ مَسْئولًا (15) | پشت نکنند و پیمان الهی همواره بازخواست دارد |
| قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ | بگو: «هرگز فرار به شما سودی نمیبخشد |
| اِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ اَوِ الْقَتْلِ | اگر از مرگ یا کشتهشدن فرار کنید، |
| وَ اِذًا لاتُمَتَّعونَ اِلّا قَليلًا (16) | در آن حال نیز، جز زمان اندکی بهرهمند نمیشوید» |
| قُلْ مَنْ ذَا الَّذى يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللّهِ | بگو: «کیست آن که شما را از تقدیر الهی نگه دارد |
| اِنْ اَرادَ بِكُمْ سوءًا اَوْ اَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً | اگر برایتان مصیبت یا رحمتی را بخواهد؟» |
| وَلايَجِدونَ لَهُمْ مِنْدونِ اللّهِ وَلِيًّا وَلانَصيرًا (17) | و برای خود در برابر خدا یار و یاوری را نمییابند |
| قَدْ يَعْلَمُ اللّهُ الْمُعَوِّقينَ مِنْكُمْ | خداوند از میان شما، کارشکنان را به خوبی میشناسد |
| وَ الْقائِلينَ لِاِخْوانِهِمْ هَلُمَّ اِلَيْنا | و کسانی که به برادرانشان میگویند: «نزد ما بیایید» |
| وَ لايَأْتونَ الْبَأْسَ اِلّا قَليلًا (18) | و جز اندکی به سراغ جنگ نمیآیند |
| اَشِحَّةً عَلَيْكُمْ | در حالی که نسبت به شما بخل و حرص دارند |
| فَاِذا جاءَ الْخَوْفُ رَاَيْتَهُمْ يَنْظُرونَ اِلَيْكَ | هر گاه بترسند، آنان را میبینی که به تو مینگرند |
| تَدورُ اَعْيُنُهُمْ | در حالی که چشمانشان از ترس میچرخد |
| كَالَّذى يُغْشیٰ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ | مانند کسی که از مرگ بیهوش شده ! |
| فَاِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقوكُمْ بِاَلْسِنَةٍ حِدادٍ اَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ | ولی وقتی ترس از بین برود، شما را با زبانی تند و خشن، به خاطر اموال وغنایمی که به آن حرص دارند، نیشمیزنند؛ |
| اُولٰئِكَ لَمْ يُؤْمِنوا فَاَحْبَطَ اللّهُ اَعْمالَهُمْ | آنان ایمان نیاوردند، خدا هم اعمالشان را تباه کرد |
| وَ كانَ ذٰلِكَ عَلَى اللّهِ يَسيرًا (19) | و این، بر خدا آسان است |
| يَحْسَبونَ الْاَحْزابَ لَمْ يَذْهَبوا | میپندارند که دستههای دشمن، هنوز نرفتهاند؛ |
| وَ اِنْ يَأْتِ الْاَحْزابُ | و اگر دستههای دشمن بیایند، |
| يَوَدّوا لَوْ اَنَّهُمْ بادونَ فِى الْاَعْرابِ | دوست داشتند که آنها در میان بادیهنشینها بودند؛ |
| يَسْاَلونَ عَنْ اَنْبائِكُمْ | و فقط دربارهی خبرهای شما پرس و جو کنند؛ |
| وَ لَوْ كانوا فيكُمْ ما قاتَلوا اِلّا قَليلًا (20) | و اگر در لشگر شما بودند، جز اندکی جنگ نمیکردند. |
تعبیر این آیات در استخاره با قرآن
بد است :
- ای کسانی که ایمان آوردهاید، نعمت خدا بر خودتان را یاد کنید؛ آنان که ایمان نیاوردند، خدا اعمالشان را تباه کرد
