سوره زخرف آیات 46 تا 56 - رسالت حضرت موسی و مقابله او با فرعون ستمگر

این مقاله درباره سوره زخرف آیات 46 تا 56 از کلام الله مجید است که به رسالت حضرت موسی علیه السلام و مقابله ایشان با فرعون ستمگر میپردازد. در این آیات آمده که حضرت موسی با دلایل و نشانه های روشن به نزد فرعون و درباریانش رفت و خود را فرستاده خداوند معرفی کرد و از آنان خواست که ایمان آورند، اما آنها حضرت موسی را جادوگر خوانده و به تمسخر گرفتند. در پایان، خداوند، قوم فرعون را به سزای کفرشان رساند و آنها را غرق کرد تا عبرتی برای آیندگان باشد. این آیات به خوبی ماجرای حضرت موسی و فرعون را بیان میکند و سرنوشت ستمگران را به تصویر میکشد.
| وَ لَقَدْ اَرْسَلْنا موسیٰ بِآياتِنا اِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهى | و موسیٰ را با آیات خود به سوی فرعون و درباریان او فرستادیم |
| فَقالَ اِنّى رَسولُ رَبِّ الْعالَمينَ (46) | پس موسیٰ گفت: «من فرستادهی خدای جهانیان هستم» |
| فَلَمّا جاءَهُمْ بِآياتِنا | ولی هنگامی که آیات و نشانههای الهی را ارائه کرد، |
| اِذا هُمْ مِنْها يَضْحَكونَ (47) | آنان او را مسخره کرده و به آن آیات، می خندیدند |
| وَ مانُريهِمْ مِنْ آيَةٍ اِلّاهِیَ اَكْبَرُ مِنْ اُخْتِها | با آن که نشانهای که به آنان ارائه میکردیم، یکی از دیگری بزرگتر بود |
| وَ اَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعونَ (48) | در آن حال به عذاب گرفتارشان کردیم، تا بازگردند |
| وَ قالوا يا اَيُّهَ السّاحِرُ | آنان به موسیٰ گفتند: «ای جادوگر، |
| ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ | خدایت را بخوان تا به احترام عهدی که با تو دارد، |
| اِنَّنا لَمُهْتَدونَ (49) | مجازات را بردارد که ما هدایت شدهایم» |
| فَلَمّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ | ولی هنگامی که مجازات را از آنان برداشتیم، |
| اِذا هُمْ يَنْكُثونَ (50) | باز هم پیمان خود را شکستند |
| وَ نادیٰ فِرْعَوْنُ فى قَوْمِهى قالَ | و فرعون در میان قومش سخنرانی کرد و گفت: |
| يا قَوْمِ اَلَيْسَ لى مُلْكُ مِصْرَ | «ای مردم! آیا حکومت مصر در اختیار من نیست؟ |
| وَ هٰذِهِ الْاَنْهارُ تَجْرى مِنْ تَحْتى | و آیا این نهرهای فراوانِ رودِ نیل ، زیر نظر من نیستند؟ |
| اَفَلا تُبْصِرونَ (51) | آیا عزّت و جلال مرا نمیبینید؟ |
| اَمْ اَنَا خَيْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذى هُوَ مَهينٌ | من بهترم یا این فرد خوار و بیمقدار |
| وَ لايَكادُ يُبينُ (52) | که حتّیٰ بیانِ خوبی ندارد؟ |
| فَلَوْلا اُلْقِیَ عَلَيْهِ اَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ | پس چرا دستبندهایی از طلا به او آویخته نشده است؟ |
| اَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنينَ (53) | یا چرا با او فرشتگانی نیامده که همراهش باشند؟» |
| فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهو | با این تبلیغات قومش را در خواری نگه داشت |
| فَاَطاعوهُ اِنَّهُمْ كانوا قَوْمًا فاسِقينَ (54) | لذا از او پیروی کردند، چون گروهی بدکار بودند |
| فَلَمّا آسَفونَا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ | آنگاه چون ما را به خشم آوردند، از آنان انتقام گرفتیم |
| فَاَغْرَقْناهُمْ اَجْمَعينَ (55) | و همگی را غرق کردیم |
| فَجَعَلْناهُمْ سَلَفًا وَ مَثَلًا لِلْآخِرينَ (56) | و گذشتگان بدکار را عبرتی برای آیندگان قرار دادیم. |
تعبیر این آیات در استخاره با قرآن
بد است :
- موسیٰ را با آیات خود به سوی فرعون و درباریان او فرستادیم؛ پس موسیٰ گفت: «من فرستادهی خدای جهانیان هستم» ولی هنگامی که آیات و نشانههای الهی را ارائه کرد، آنان او را مسخره کرده و به آن آیات، میخندیدند با آن که نشانهای که به آنان ارائه میکردیم، یکی از دیگری بزرگتر بود؛ فرعون در میان قومش سخنرانی کرد و گفت: «ای مردم! آیا حکومت مصر در اختیار من نیست؟ آیا این نهرهای فراوانِ رودِ نیل، زیر نظر من نیستند؟ من بهترم یا این فرد خوار و بیمقدار که حتّیٰ بیانِ خوبی ندارد؟ چرا دستبندهایی از طلا به او آویخته نشده است؟ چرا با او فرشتگانی نیامده که همراهش باشند؟»؛ با این تبلیغات، قومش را در خواری نگه داشت لذا از او پیروی کردند، چون گروهی بدکار بودند؛ آنگاه چون ما را به خشم آوردند، از آنان انتقام گرفتیم و همگی را غرق کردیم و گذشتگان بدکار را عبرتی برای آیندگان قرار دادیم.
