اسم دختر خارجی: اسامی دخترانه خاص و جدید انگلیسی و غیر ایرانی

انتخاب اسم برای فرزند یکی از وظایف مهم و گاهی سخت برای والدین می باشد. معیارها و ملاک های مختلفی برای این کار وجود دارد مثل معنا و مفهوم اسم، ملودی و آوای آن، همخوانی با نام خانوادگی یا با اسم خواهر و برادر، ریشه و تاریخچه اسم، خاص و یونیک بودن ، اسم های ائمه و قرآنی و … که پدر و مادر بسته به عقاید و ارزش هایشان یک یا چند مورد را مد نظر قرار داده و انتخاب نهایی را انجام می دهند. در این میان برای بعضی انتخاب اسم دختر خارجی، و دسترسی به اسامی دخترانه خاص و شیک مهم است. ما به این عزیزان اسم هایی با ریشه های مختلف از جمله لاتین، انگلیسی، فرانسوی، یونانی، سانسکریت ، ارمنی ، هندی و … را پیشنهاد می کنیم. در ادامه این مطلب لیست کامل و جامعی از این دسته اسامی دخترانه را گرد هم آوردیم تا راهنمایی برای شما دوستان و عزیزان در این انتخاب مهم باشد.

اسم دخترانه خارجی4

اسم دختر خارجی شیک

نامتلفظمعنیریشه
آبنوس/ābnus/۱- چوبی سیاهرنگ و سخت و سنگین (گران بها)؛ ۲- درختی هم خانواده با خرمالو که بیشتر در مناطق گرمسیری آسیا و آفریقا می‌رویَد.یونانی
آپادیپا/āpādipā/آتش افروز و گرما بخش، نورانی مانند خورشیدسانسکریت
آپگیا/āpgiya/وجود فرخنده، نعمت، موهبتسانسکریت
آپگیتی/āpgiti/ترانه، آواز دلنشینسانسکریت
آترا/ātrā/۱- آتشین، آذرین؛ ۲- مجاز از سرخ‌رو و زیبایونانی
آتری/ātri/۱- آتشین، آذرین؛ ۲- مجاز از سرخ‌رو و زیبایونانی
آدرین/ādrin/آدر = آتش + ین (پسوند نسبت) + الف اسم ساز)، ۱- آتشین، سرخ‌روی؛ ۲- مجاز از زیبارولاتین
آذار/āzār/نام ماه سوم از سال شمسی عربی برابر با مارس یا فروردین، بهارسریانی
آرالیا/ārāliyā/نام عمومی گروهی از گیاهان علفی، درختی و درختچه‌ای که بعضی از آنها زینتی‌اندانگلیسی
آرامیس/aramis/آرامش، راحتییونانی
آرامیس/ārāmis/آرامش، راحتییونانی
آرتامیس/ārtāmis/هم معنی اسم آرتِمیس، آرتِمیس.یونانی
آرتمیز/ārtmiz/آرتمیز اول پادشاه هالیکارناس، وی در جنگ خشیارشا ضد یونانیان شرکت داشت و در سالامین جنگید. [این نام در گذشته برای مردان هم بکار رفته است ولی اکنون برای نامگذاری دختران استفاده می‌شود].لاتین
آرتمیس/ārtemis/آرتمیس (در میتولوژی یونان) ایزد بانوی حامی شکار، حیوانات وحشی، گیاهان، عفت زنان و تولد کودکان بوده است؛ نام یکی از بانوان ایران باستان در زمان خشایارشا که دریادار بود.یونانی
آرتیمیس/ārtimis/در اساطیر یونان، خدای شکار و خواهر دوقلوی آپولون، همچنین نام شیرزنی که فرمانده نیروی دریایی کمبوجیه در جنگ بین ایران و یونان بودیونانی
آرژان/āržān/نقرهفرانسوی
آرسینه/ārsine/زن مبارزعبری
آرنا/ārnā/نهر و رودخانه.ترکمنی
آریس/aris/ﺩﺧﺘﺮﻯ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﺮوﺱ زﯾﺒﺎﺳﺖ، برزگرارمنی
آریستا/āristā/آریستاکس، زیبا و خوشکل مانند عروس (آریس به معنای عروس + تا پسوند مشابهت)، برزگر، کشاورزارمنی
آزاله/āzāle/گلی خوشبو که معمولا به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می‌شودفرانسوی
آزالیا/āzāliya/گلی خوشبو که معمولا به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می‌شودانگلیسی
آسنات/āsenāt/نام همسر حضرت یوسف و دختر فوتی فارع کاهن شهر آون (یکی از مناطق مصر) بودیونانی
آسیا/āsiyā/بزرگترین قاره از قاره‌های پنج‌گانه جهان.عبری
آفرودیت/āfrodit/ربه النوع زیبایی و عشق و موسیقی یونان باستان، ناهیدیونانی
آلبا/ālbā/سحر ، سپیده روشنی صبحلاتین
آلنوش/ālnuš/عروس جاودانی دریا، دختر زیبا و دلرباارمنی
آلیس/ālis/الیس یک اسم دخترانه با ریشه فرانسوی به معنی بانوی نجیب زاده، دختر اصیلفرانسوی
آماتیس/āmātis/نوعی کوارتز شفاف به رنگ بنفش یا صورتی که در جواهرسازی به کار می‌رودیونانی
آن/ān/توفیق دهنده، فیض بخشعبری
آنجلا/ānjelā/آنجلا شکل دخترانه نام پسر انجلوسانگلیسی
آندیا/āndiyā/نام همسر بابلی اردشیر درازدست شهریار هخامنشی است. از او خبر زیادی در دست نیست جز آن که از همسران محبوب پادشاه بزرگ ایرانی بوده است.بابلی
آنژلا/ānželā/فرشته خواسپانیایی
آنو/āno/در دین بابلی، نام خدای آسمانبابلی
آنوش/ānuš/بی ‌مرگ، جاوید، جاویدان.ارمنی
آنیا/āniā/خدای دریا، الهه یونانیها و در ترکی از آنا به معنی مادر می‌آید و در فارسی به معنی بی نظیر یا عشق مطلق استیونانی
آنیسا/ānisā/مانند عشق، مبارز بزرگ، خاطره، مانند مهربانانیونانی
آنیکا/anika/فرد خوش صورت و زیباعبری
آیرا/āyrā/۱- جدا، سوا، دیگری؛ ۲- مجاز از ممتاز و برجسته.ترکمنی
آیسونا/āy sonā/۱- مرغابی ماه گونه، اردک وحشی چون ماه؛ ۲- مجاز از زیبارو.ترکمنی
اسم دخترانه خارجی

اسامی دخترانه شیک و خاص

پگی/pagi/مرواریدیونانی
پولین/polin/طاووس، پاولینافرانسوی
تابیتا/tābitā/آهوعبری
تامارا/tāmārā/درخت خرماعبری
تمیس/temeys/گیاهی بالا روندهیونانی
توریا/turiā/چهارمین حالت از آگاهی ذهنی در عرفان هندی است، در این حالت شخص نه خواب است و نه بیدار و در عین حال شاهد تمام آنچه که روی می‌دهد هستهندی
تیانا/tiyānā/نام یکی از شهرهای کاپادوکیه (داریوش اول در کتیبههای بیستون و نقش رستم و تخت جمشید کاپادوکیه را پارسی قدیم نامیده) که در زمان هخامنشیان جزء دولت هخامنشی بوده است. شهرهای کاپادوکیه عبارت بودند از تیانا، مازاکا و آماسیا.لاتین
تیما/timā/دشت و صحرا، هامونعبری
حفصیبه/hafsibe/شادی او با من است، نام همسر حزقیال نبیعبری
دافنه/dāfne/درخت غارلاتین
دبرا/deborā/زنبور عسل، ساعی، کوشاعبری
دردی/dordi/رنج، دردترکمنی
دسپینا/despinā/نام همسر مسیحی اوزون حسنفرانسوی
دلیلا/dalilā/دلیلهعبری
دوریس/doris/دریایونانی
دینا/dinā/۱- داور، داوری‌؛ ۲- در اوستایی به معنی دین؛ ۳- در عبری (= دینه) انتقام یافتهعبری
دینارگیس/dinārgis/دینار (یونانی) + گیس (فارسی)، دارای مویی به رنگ طلا، نام زنی در منظومه ویس و رامینیونانی
دینه/dineh/نام دختر یعقوب (ع) و خواهر یوسف (ع)عبری
راتینا/rātinā/صمغی که از درخت جاری می‌شود.یونانی
راحیل/rāhil/گوسفندعبری
راشل/rāšel/راحیل، گوسفندفرانسوی
راعیل/rāeel/نام دیگر زلیخاعبری
رافائل/rāfāel/از فرشتگان مقرب در دین یهودعبری
راما/rāmā/رام + ا (پسوند نسبت)، منسوب به رامسانسکریت
رانا/rānā/سیب دانه دار، در برخی منابع انار.لاتین
رایا/rāyā/رای = فکر، اندیشه، تأمل + الف (اسم ساز)؛ مجاز از فکر و اندیشه.عبری
ربکا/rebekā/ربه کار، راستی، مصلحعبری
رز/roz/گلی از خانواده گل سرخ دارای گل‌هایی به رنگ‌های متفاوت.فرانسوی
رزا/rozā/رُزفرانسوی
رزی/rozi/رُز + ی (پسوند نسبت)، منسوب به رُزفرانسوی
رزیتا/rozitā/مانند رُز و رُزافرانسوی
رکسانا/roksānā/یونانی شده روشنکیونانی
رودا/rudā/رود= نغمه، سرود، فرزند+ ا (پسوند نسبت) ۱- منسوب به رود؛ ۲- مجاز از نغمه، آهنگ، سرود؛ ۳- فرزند.عبری
روزت/rozet/گل سرخاسپانیایی
روزیتا/ruzitā/رُزیتافرانسوی
روسانا/rusānā/رو + سان + الف اسم ساز، مانند روی و چهره.عبری
رونیکا/runikā/روی زیبا، زیباروییونانی
ریتا/ritā/مرواریدیونانی
ریجینا/rijinā/ملکه وار، باشکوه و وقارلاتین
زئوس/zeos/آسمان، در دین یونان، خدای خدایان و نام پدر آپولون، آرتمیس و آتنهیونانی
اسم دخترانه خارجی خاص
زئوس/zeos/آسمان، در دین یونان، خدای خدایان و نام پدر آپولون، آرتمیس و آتنهیونانی
زمرد/zomorrod/نام سنگی قیمتی به رنگ سبزیونانی
زمرد/zomorrod/نام سنگی قیمتی به رنگ سبزیونانی
زمیرا/zamirā/بلبلعبری
زمیرا/zamirā/بلبلعبری
زینا/zinā/نام دختر نوح نبیعبری
زینا/zinā/نام دختر نوح نبیعبری
ژائیر/žāeer/کسی که خداوند او را نورانی و زیبا کرده استعبری
ژاسمن/žāsman/ژاسمین، گل یاسمن یا یاسمین.فرانسوی
ژاسمی/žāsmi/یاسمنفرانسوی
ژاسمین/žāsamin/یاسمنفرانسوی
ژاکلین/žāklin/مونث ژاک، ریشه کن کنندهفرانسوی
ژانت/žānet/مونث ژان (ژان = یحیی، یوحنا، خداداد)فرانسوی
ژانیتا/žānitā/محل پرستش خداوندیونانی
ژانین/žānin/نام دریاچه‌ای در یونانفرانسوی
ژانینا/žāninā/نام شهری در یونان در کنار دریاچه‌ای به همین نامفرانسوی
ژربرا/žerberā/گلی زینتی به شکل مینا ولی بسیار درشت تر از آن به رنگهای صورتی تا سرخفرانسوی
ژرویرا/žervirā/ژریرافرانسوی
ژنیا/ženiā/ژنیکارمنی
ژنیا/ženyā/ژنیکارمنی
ژنیک/ženik/با استعداد، نابغهارمنی
ژولیا/žuliā/دلربا، خوشگل، دختر قیصر، ژول سزار، جولیافرانسوی
ژولیت/žuliet/دلربا، خوشگل، دختر قیصر، ژول سزار، جولیافرانسوی
ژینوس/žinus/باهوش، نابغه، ژینافرانسوی
ساتی نیک/sātinik/نام دخترپادشاه ترکان البان درسده ی دومارمنی
سالسا/sālsā/تند و تیز، نوعی سس اسپانیاییلاتین
سدا/sadā/نام قهرمان یکی از داستانهای ارمنیارمنی
سرژی/serži/مصغر سرگیس، قوس و قزح کوچکارمنی
سلوی/salvi/۱- گیاهی علفی، خودرو یا زینتی از خانواده ی نعناع با برگ های کرک دار و گل هایی به رنگ آبیِ مایل به بنفش و به ندرت سفید شهد دار. برگ ها و سرشاخه های آن معطر و دارویی است؛ ۲- مریم گلیلاتین
سوریا/suriyā/سوری + الف (اسم ساز)سانسکریت
سوژا/sužā/۱- سویا، گیاهی علفی یک ساله و کاشتنی؛ لوبیای روغنی، لوبیای چینی؛ ۲- در کردی سوزان.فرانسوی
سولینا/sulinā/رسمی، مقدس، موقر، محترمفرانسوی
سی بل/sibel/نام ربه النوع خاکفرانسوی
سیتا/sitā/جهان، گیتیهندی
سیرا/sirā/عشقارمنی
سیلویا/silviā/مصغر سیلوانا، سیلوی، دخترک جنگللاتین
سینره/sinere/گیاهی زینتی و نیز دارویی با گل هایی که در اواخر زمستان و اوایل بهار شکوفا می‌شوند، پامچال فرنگیفرانسوی
شارلوت/shaarlot/کارولین آلمانیبین المللی – فرانسوی
شارمین/shaarmin/فرخنده و خجستهزبان باستانی – سانسکریت
شارمینا/shaarminaa/خجسته، فرخنده، مرکب از شارمین (سنسکریت) + الف تانیث (فارسی)زبان باستانی – سانسکریت
اسم دخترانه خارجی جدید

اسم دخترانه انگیسی و لاتین

شارون/shaaron/دشت و صحرا، سارونعبری
شارونا/shaaronaa/سرزمین پربار و حاصلخیززبان باستانی – آشوری
شرمیلا/shermilaa/محافظت، نوعی گلزبان باستانی – سانسکریت
شقاقل/shaghaaghol/گیاهی پایا با برگ های معطر و ریشه های ضخیم و خوراکیبین المللی – یونانی
شمیلا/shomeylaa/شمیرا، بانوی بزرگبین المللی – ارمنی
شوشن/shushan/گل سوسنبین المللی – ارمنی
شیلا/shilaa/نام نهری در سیستان و بلوچستان، از نام های متداول هندیبین المللی – هندی
صفوریا (صفورا)/safuriaa/گنجشک ماده، نام همسر موسی و دختر شعیب پیامبرعبری
طوطیا/tootiaa/معرب از هندی، توتیابین المللی – هندی
فدر/fader/فایدرا، دختر مینوس بود که بخاطر عشق ناکامش خودکشی کردبین المللی – یونانی
فرانسواز/faraansvaaz/فرانسوابین المللی – فرانسوی
فلامک/falaamak/نوعی الماسبین المللی – هلندی
فلورا/feloraa/فلوریا، در رم باستان، الهه گل ها و بارآوریبین المللی – لاتین
کاترین/kaatrin/پاک، بی آلایشبین المللی – فرانسوی
کاترینا/kaatrinaa/کاترین، به معنی پاک و بی آلایشبین المللی – ایتالیایی
کاتیا/kaatiyaa/پاک، بی آلایشبین المللی – روسی
کارمن/kaarman/قرمزبین المللی – انگلیسی
کارولین/kaarolin/نام ناحیه ای در آمریکای شمالیبین المللی – فرانسوی
کاملیا/kaameliaa/گلی درشت و زیبا سفید و صورتی رنگ که در بهار ظاهر می شودبین المللی – فرانسوی
کاملین/kaamelin/گیاهی با گل های زرد و کوچکبین المللی – لاتین
کامیلا/kaamilaa/محافظ معبد، نام دختری جنگجو در افسانه تروا اسم دختربین المللی – لاتین
کلارا/kelaaraa/نام راهبه ای ایتالیاییبین المللی – فرانسوی
کناریک/kenaarik/چنگ کوچک، وسیله موسیقیبین المللی – ارمنی
کیانا/kiaanaa/طبیعتبین المللی – سریانی
گریتا/geritaa/اسم یک تنیس باز اهل مجارستانبین المللی – ارمنی
گریس/gereys/برکت خداوندبین المللی – انگلیسی
گلال/golaal/عبیر سرخبین المللی – هندی
گلایل/gelaayol/گلی زینتی و زیبا به رنگ‌های مختلفبین المللی – فرانسوی
گلوریا/geloriaa/با شکوه، سرفرازبین المللی – لاتین
گیلدا/gildaa/طلابین المللی – ارمنی
لئا/leaa/به سوی خدا، دختری که رو به سوی خدا داردعبری
لادن/laadan/معرب از یونانی، گل زینتی به رنگ زرد، قرمز، یا نارنجیعبری
لاریسا/laarisaa/نام شهری در کنار دجلهعبری
لامیا/laamiaa/نام شهری است از تسالی این شهر نام خود را به جنگ «لامیاک» که میان یونان و مقدونیه پس از مرگ اسکندر درگرفت داده است امروز لامیا شهری است نزدیک خلیج لامیاعبری
لعیا/layaa/نام زن حضرت یعقوبعبری
للی/lelli/معادل لیلیزبان باستانی – آشوری
لنا/lenaa/نصیب و بهره – نمکین، مرکب از لن (نمک سانسکریت) + الف نسبت فارسیزبان باستانی – سانسکریت
لنیا/leniyaa/دختر ملیح، نمکین، مرکب از لن (سنسکریت) + ی نسبت (فارسی) + الف تانیثزبان باستانی – سانسکریت
لوبلیا/loobliaa/گیاهی با گلهای لوله ای به رنگهای کبود یا سفیدبین المللی – فرانسوی
لورا/loraa/نام سازی است، چنگ، نام یکی از صورت های فلکی شمالیعبری
اسم دخترانه خارجی 1
لوسیک/loosik/روشنگبین المللی – ارمنی
لیبرا/liberaa/آزاد، رهابین المللی – لاتین
لیدا/lidaa/مهسان، مهسیما، مهسو، مهرشیدبین المللی – ارمنی
لیدی/lidi/از عناوین و القاب اشرافی، خانم، بانوبین المللی – انگلیسی
لیزا/lizaa/بنده خالص خداوندعبری
لیلیان/layliaan/نام گل، نور نوربخشبین المللی – لاتین
لینا/linaa/آبشار کوچکبین المللی – انگلیسی
لیندا/lindaa/قشنگ، زیبابین المللی – لاتین
مادلن/maadlen/مادلین، نوعی شیرینی، نوعی از انگور، نوعی از گلابیبین المللی – فرانسوی
مارت/maaret/ماخوذ از عب، نام خواهر حضرت مریمبین المللی – فرانسوی
مارگریتا/maargeritaa/گل داودیبین المللی – اسپانیایی
ماریا/maariaa/مریم، ماریا نوعی گشتار آوا شناختی از مریم در زبان های اسپانیایی و آسیایی استعبری
ماریان/maariaan/انگلیسی از عبری، مریمعبری
مارینا/maarinaa/دارنده هر چیز ارزشمند، جویبار، آببین المللی – ارمنی
ماگریت/maagrit/نوعی گل ریز قرمز، مروارید، گل مینابین المللی – انگلیسی
ماگنولیا/maagnoliaa/مانولیا، درختی همیشه سبز با گلهای زیبابین المللی – فرانسوی
مالیا/maaliaa/درختی که در شام می روید با گلهای سفید و خاصیت طبی داردبین المللی – یونانی
مالیندا/maalindaa/صالح، جدی، شادیونانی
مانو/maano/صدا، آوازه، شهرتبین المللی – هندی
مانیوک/maaniook/نام درختی که از بعضی گونه های آن کائوچو استخراج می شودبین المللی – فرانسوی
مرجان/marjaan/از گیاهان دریاییبین المللی – سریانی
مرسانا/mersaanaa/هدیه خداوندعبری
مرسده/mersede/ملکهبین المللی – انگلیسی
ملودی/melodi/توالی تعدادی از اصوات در موسیقیبین المللی – یونانی
ملیسا/melisaa/زمانی بین مغرب و نماز عشا، ماه صَفر، ماهی بین آخر گرما و زمستانبین المللی – یونانی
ملیکا/melikaa/گروهی از گیاهان علفی چند ساله از خانواده‌ی گندمیان که خودرو هستند، معشوقه زئوسبین المللی – یونانی
ملینا/melinaa/ملیندا، سپاسگزار، ممنون، حق شناس، نوعی گلبین المللی – فرانسوی
مونیکا/moonikaa/مشاوربین المللی – لاتین
میراندا/miraandaa/ماهبین المللی – اسپانیایی
میشل/mishel/میشائیل، میکائیل، مثل خدابین المللی – فرانسوی
نادیا/naadiaa/زن خوش آوتزبین المللی – فرانسوی
ناراین/naaraayan/از خدایان هندوهاست و به دفع فساد می‌کوشدزبان باستانی – سانسکریت
نارینه/naarine/ظریفبین المللی – ارمنی
نازانتا/naazaantaa/عشوه گر، طناززبان باستانی – آشوری
نازیک/naazik/نازی، منسوب به نازبین المللی – ارمنی
نگینا/neginaa/موسیقی، آوازعبری
نلی/neli/صورت دیگر نیلی (نیلی: منسوب به نیل، رنگ آبی سیر، لاجوردی)بین المللی – فرانسوی
نیروانا/nirvaanaa/آخرین مرحله سلوک در نزد “بودا” که مرحله محو شدن جنبه حیوانی وجود و رسیدن به کمال استزبان باستانی – سانسکریت
نیلوفر/niloofar/نام گلی استزبان باستانی – سانسکریت
نینا/ninaa/زیبایی، خوش اندامی و ظرافتعبری
اسم دخترانه خارجی 2
هارا/haaraa/کوهستانعبری
هاسمیک/haasmik/گل یاسمنبین المللی – ارمنی
هاله/haaleh/معرب از یونانی به معنای حلقه نورانی سفید یا رنگی که گاه دور ماه یا خورشید دیده می‌شودبین المللی – یونانی
هدسه/hadse/همسر یهودی خشایار شاه که بعداً استر نام گرفت، محل دفن او و داییش (مردخای) جزء آثار باستانی همدان استعبری
هرا/heraa/رب النوع زمین، بزرگترین ملکه خدایان یونانی، نگهبان زنانبین المللی – یونانی
هرمیندا/hermindaa/در حال سفربین المللی – ارمنی
هلن/helen/فرانسه از یونانی روشنایی، نور، در اساطیر یونان همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا به خاطر او روی دادبین المللی – یونانی
هلیا/heliaaa/خورشیدبین المللی – یونانی
هلینا/helinaa/هلن، فرانسه از یونانی روشنایی، نور، در اساطیر یونان همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا به خاطر او روی دادبین المللی – یونانی
هلیون/helyon/هلیوس، خورشیدعبری
هورام/hooraam/پیرو خوبی، انسان شاد و خنده رو، هنگام طلوع آفتاب،‌ مرتفععبری
هیلدا/hildaa/نیرومند، قویبین المللی – لاتین
وارتوش/vaartoosh/نام گلی سرخ و ظریفارمنی
وانوش/vaanoosh/دریاچه وان، از سمبل و نمادهای تاریخ ارامنهارمنی
ودا/vada/به کسر واو، نام مجموعه کتابهای چهارگانه هندوها که به زبان سانسکریت نوشته شده استسانسکریت
ولگا/volga/بلندترین رود اروپاروسی
ونوس/venus/الهه زیبایی یونان، ستاره زهرهفرانسوی
ویکتور/victor/پیروز شدن، ظفریافتنلاتین
ویکتوریا/victoria/پیروز شدن، الهه پیروزی در روم باستانلاتین
ویوات/veyvaat/گل بنفشهفرانسوی
ویولا/veyola/نام نوعی ساز زهی از خانواده ویولنایتالیایی
یارین/yaarin/خوشحالی، شادمانیعبری
یافا/yaafa/زیبایی، جمال، نام شهری قدیمی در ساحل مدیترانهعبری
یامین/yaamin/اسم همسر حضرت یعقوب (ع)عبری
یرحا/yerha/نام مادر حضرت موسی (ع)عبری
یسرا/yesra/مایه گشایش و آسانی، دختر خوش قدمعبری
یلدا/yilda/آخرین شب پائیز در نیم کره شمالی و بلندترین شب سال که همزمان با میلاد مسیح (ع) است.سریانی
یوکابد/yookaabed/جلال خداوند، خداوند مجد و بزرگی است، نام مادر موسی (ع)عبری

نظر شما چیست؟

شما چی فکر می‌کنید؟

نقطه
Logo